|
یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم، یا که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
باز دلم شکسته شد این بار نه از دست تو از دست خودم نمیدونم چی بگم نمیدونم کدوممون مقصریم نمیدونم چرا قسمت شانس مصلحت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فقط منتظر میمونم بازم میشینم بازم چشمم به راهه ولی سویی نداره مگر بیای تا با دیدنت چشام سو بگیره ولی نمیدونم اگر ببینمت اگه حرف نزنی میشناسمت یا نه منتظرم
اي كه بيتو خودمو تك و تنها ميبينم
سلام سلام سلام سلام سلام کاشکی سلاممو جواب میدادی کاشکی یه لحظه می ایستادیکاشکی پشت سرتو نگاه میکری کاشکی اینقدر کاشکی نمیگفتم کاشکی کاشکی
هوا گرم است ولی نه به اندازه ای که فکر میکنی نه به اندازه گرمی محبت من نه به اندازه گرمای سوختن من هوا سرد است نه به اندازه تنهایی من
نمیدانم چرا هروقت میخوام ببینمت نمیشه نمیدونم چرا هر وقت یاد تو می افتم چشام بارونی میشه نمیدونم چرا نمیخوای منو ببینی نمیدونم شاید منو می بینی و نمی خوای تو رو ببینم نمیدونم چرا نمیشه که بشه اگه بشه نمیدونی چی میشه اما آخ که اگه نشه اگه نبینمت و ببمیرم اونوقت انگار نه تو بودی و نه من انگار من انگار منی در کار نیست اخه من بی تو هیچم اصلا نمیخوام بی تو یک لحظه بمونم میخوام بمیرم آخ که اگه خودکشی گناه نبود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام بر عشق سلام بر دوست سلام بر هر چی عاشقه سلام بر دوستان عاشق الهی همیشه عشق
گفته بودی میام
اما نیومدی گفته بودم دوست دارم اما با من نموندی من با تو صادق بودم اما تو... نمیدونم چی بگم چون دوست دارم نمیخوام ازم ناراحت بشی ولی... هیچی ولش کن باشه ببینمت بهت میگم
انان که خاک را به هنر کیمیا کنند ایا شود که گوشه چشمی به ما کنند
الا که راز خدایی خدا کند که بیایی تو نور غیب نمایی خدا کند که بیایی دمی که بی تو سر اید خدا کند که نیاید الا که هستی مایی خدا کند که بیایی تمام عشق من به امید اون عزیزیه که هفدهم تولدشه عزیزم تولدت مبارک هدیه ای یافت نکردم که تقدیم تو کنم جان ناقابلم فدای تار مویت ای که تمام هستی و هفت اسمان بلاگردانت شوند بخدا دوستت دارم ولی... ولی چه کنم با همه بار گناهم از روی تو خجالت می کشم ولی با همه روی سیاهم اقاجون دوست دام دست رد به سینه ام نزن تو که خیلی بزرگی تو که خیلی خوبی تو که خیلی ماهیی تو رو به خدا قسم بیا زود زود بیا باشه؟؟؟؟؟ این جمعه هم منتظرتم
یک شاخه گل سرخ یک سبد عاطفه یک دل سفید یک شکوفه زرد یک برگ سبز یک رود اب پاک یک عمر انتظار یک عمر انتطار یک عمر انتطار همه برای اینکه تو بیایی برای اینکه غم دل بیرون کنی فقط برای تو تو که از همه بهترینی
به خاطر تو میشکنم یا تو یا هیچ کس دیگه
گفته بودم یا نه نمیدونم ولی فکر کنم گفتم دلم برات تنگ شده دل تنگی یعنی دلی که برای یکی میتپه یهو از تپش باز بمونه یهو برق قلبش بره یهو بغض گلوشو بگیره یه دفعه ببینه تنهاست نمیدونم یه حالتی که تا دلتنگ نباشی نمیدونی چیه پس برگرد منتظرتم
تو رو خدا ازم دلگیر نشو بخدا همیشه به یادتم بخدا خیلی دوست دارم بخدا دیوونتم خدا خودش از همه بیشتر میدونه که چقدر .... فقط میدونم که با تو میتونم بمونم فقط تویی که بودنت برام اروم جونه دلکم قربونت بشم بلاگردونت بشم همیشه دوستت دارم همیشه منتظرتم پس برگرد تو رو به خدای عاشقا قسم دست رد به سینه ام نزن بیا
میدونی چرا دوست دارم میدونی چرا دوست دارم دوستم داشته باشی؟؟ اخه وقتي يه نفر عاشق ميشه ولي از عشقش دور ميمونه با هر سلامي عاشق ميشه طاقت نه گفتن رو نداره هر شب چمشاش بارونی همیشه منتظره دلش خونه بازم بگم؟؟؟؟..... پس دوستم داشته باش
بهترین لحظه زندگانیم لحظه ای است که با تو باشم لحظه ای است که صدایت را می شنوم لحظه ای است که حضورت را در کنارم حس می کنم آن لحظه لحظه ایست که زمان برای من و تو باز می ایستد لحظه ایست که من تو را میبینم آن لحظه که محبت تو خستگیم را از خاطر میزداید آن لحظه که همه لحظه هایم است چون همیشه بیاد تو ام
روزی که دل به تو بستم تنها تو بودی همه هستم آن روز که دلم بازیچه دست این و آن بود در بازی روزگار به دست تو افتاد و تو هم بازی من شدی نمیدانم در این بازی چه کسی برنده می شود فقط میدانم برنده کسی است که با یار خود پاسکاری کند برنده کسی است که روحیه تیمی داشته باشد برنده کسی است که بتواند در اوج رسیدن به موفقیت گذشت کند برنده اوست که معبودش را تنها نگذارد اوست که پهلوان می ماند
زغم یکی اسیرم که زمن خبر ندارد عجب از محبت من که در او اثر ندارد فلط است هر که گوید دل به دل راه دارد دل من زغصه خون شد دل او خبر ندارد
به دنبال تو در انتظار آمدنت چشم هایم را به راهی دوختم که تو از آن راه رفته بودی و گفتی که می آیم منتظرم باش هنوز منتظرت نشسته ام که مگر باز آیی مگر به کدامین سفر رفته ای که این چنین مرا به انتظار گذاشته ای ای محبوب من بیا ترا من چشم در راهم
به تو تکیه داده بودم به خیالم موندگاری توی جاده های غربت منو تنها نمیذازی
برای انکه دوستش دارم مینویسم برای اویی که خودم را در او می بینم برای تنها کسی که در زندگی بعد از خدا یادش با من بوده اگر خدا در قلبم خدایی میکند فرمانروای عشقم اوست اویی که هرگز ندیدمش و همیشه منتظرش هستم منتظر دیدارش آه که نمیدانی چشم انتظاری چقدر سخت است آه که اگر معنی این جمله را می فهمیدی انتظار
کاش میشد خویشتن را بشکنیم یک شب این تندیس من را بشکنیم بشکنیم این شش مداد رنگ را این تعامل خانه نیرنگ را
دلمو شکست اونی که فکرش رو نمی کردم اونی که با من اشنا بود اونی که همدمم بود اونی که فکر میکردم منو به خاطر خودم می خواد اونی که فکر میکردم خواستنش فقط یه حرف نیست از روی دله واقعا منو میخواد ولی افسوس رفت و تنهام گذاشت فقط به خاطر اینکه منو نشناخت یا نخواست بشناسه
اگه یه روز دیدی تنهایی به یاد من باش اگه دیدی دلت هوی کسی رو کرده به یاد من باش اگه دیدی یه چیزی میخواد مثل یه بغض تو گلوت بترکه به یاد من باش اگه فکر میکنی میخوای گریه کنی به یاد من باش سرتو بزار رو شونه هام دلتو بسپار به من با من باش و با من بیا تابی نهایت عشق انجایی که هرکس به معشوق خود وصل میشود انجایی که هیچکس تنها نیست دنیای که دنیا نیست هستی که هستی نیست مستی که مستی ای نیست همه اش عشق است عشق و دیگر هیچ که انسان بنده عشق است و بار کش این امانت به سر منزل مقصود به خانه دوست پس منتظرتم
|
![]()
من شب بودم
Home
|